
امشب و دیشب خابی ندارم...دارم با خودم کل کل میکنم...دارم ی اعتمادی رو از خودم پس میگیرم...نه بدبینم نه خوش بین...رها میشم بدست باد...گذر زمان الان چیز خوبیه...یهویی یاد نوزده سالگیم افتادم دلم برای خودم تنگ شد ب خودم گفتم کاش انقد ناراحت نبودی ..اصلا تو چت بود؟؟امیدوارم از الانم لذت ببرم...لابد چند سال دیگه واسه الانم تنگ میشه...ولی نوزده سالگیم ...چیزی نگم بهتره...ی سوالی از خودم دارم......
ادامه مطلب